X
تبلیغات
رایتل

نماد خورشید در فرهنگ ایرانی

دوشنبه 14 فروردین 1396 , 15:04


نماد خورشید


همواره یکی از دغدغه های اساسی علم در هر زمینه ای یافتن چرایی و چگونگی رویدادها و موجودیت عناصر است. در این زمینه هنر همواره مهجور مانده و تحقیقات بسیار اندکی در زمینه فلسفه آن و شناسایی عوامل موجود و موثر بر آن شده است.در رویارویی با هنر ایرانی،لذت واقعی آن گاه حاصل خواهد شد که به درکی عمیق و درست از آن دست یافته باشیم.


از آن جایی که هنر ایرانی،هنری است نمادین و سرشار از معانی رمزی و ماورایی،آشنایی با مبانی فکری و اعتقادی و معنوی نمادپردازی آن، زمینه شناخت ما را از هنرهایی که حاوی این نماد هستند فراهم می آورد. علی رغم گسست های تاریخی و نفوذ فرهنگ های بیگانه، تحولات نگارگری ایران از پیوستگی و تداوم نسبی برخوردار بوده است و وجوه اشتراکات صوری و مضمونی بسیاری در آثار دوره های مختلف مشاهده می شود.


نمادگرایی به عنوان یکی از ابزارهای بیان تصویری و انتقال مفاهیم، آثار بسیاری از نگارگری ایرانی را در صورت و معنا به هم نزدیک کرده است. بنابراین عناصر نمادین و نمادشناسی در نگارگری ایران، با توجه به جایگاه نمادها و چگونگی کاربرد آنها در دوره های مختلف قابل ملاحظه است. یکی از این نمادها که در بسیاری از آثار بر جای مانده از ایران باستان مشاهده م شود،خورشید است. در اساطیر نمادین ایرانی، روشنایی و نور برآمده از گنبد آسمان است. آسمان چون گنبدی از سنگ تصور می شد که روشنی و نور از آن متولد شده است.




نقوش سنتی ایرانی اسلامی




تجسم نمادین خورشید،جایگاه مهمی را در هنر ایران به خود اختصاص داده و در دوران متمادی مد نظر هنرمندان قرار گرفته است. این نقش دارای مفاهیم نمادین فراوانی است، پیش از اسلام قرص خورشید نماد روزنه‌ای بوده است که نور الهویت از طریق آن بر زمین جاری می‌شد.


قرص خورشید در نقش برجسته اهورا مزدا در وسط دو بال که در امتداد یکدیگر هستند قرار گرفته نیز بیانگر این موضوع است. نقش قرص خورشید همراه دو بال بر فراز ستون‌ها و دیوارهای سنگی محافظ آسمان و جدانگه داشتن آسمان از زمین بوده است.


در هنر مسلمین شمسه ملهم از نقش مدور خورشید عموماً با نقوش اسلیمی، خطایی، کتیبه، هندسی و در برخی موارد با استفاده از نقوش حیوانی مانند ماهی یا پرنده طرح شده است. این نقش در بیشتر هنرهای تزئینی که در آثار مذهبی مانندتذهیب صفحه آغازین قرآن، تزئین داخل و بیرون گنبدها و مساجد و یا در دیگر هنرها مانند کتاب‌آرایی، قالی‌بافی، آلات فلزی و سفال به وفور استفاده شده است. 



Related image



نقش نمادین خورشید به صورت‌های مختلفی توسط هنرمندان کار شده است که گاهی شبیه قرص خورشید همراه با پرتوهای کوچک و یا به صورت جمع بسیاری از تکرار شعاع‌ها به گونه‌ای که کل سطح را پوشش داده است. گاهی در داخل قرص خورشید، صورت انسانی به شکل مؤنث با ابروهای به هم پیوسته و خال سیاه بر گونه‌ها نقش شده است. افزون بر این موارد نقش خورشید با نقوش دیگر، مانند چشمه، ماهی، شیر، سیمرغ به صورت ترکیبی همراه شده است. 



در مجموع، خورشید گاه نماد روز یا جوانی است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم سرزندگی، شادی و نیروی حیات را نشان می‌دهد. لبخند خورشید نماد میوه‌های رسیده در آفتاب و یا مظهر تابستان است. در واقع، محدودیتی در استفاده از این نماد وجود ندارد؛ حتی از اشعه خورشید می‌توان در تبلیغات لوازم روشنایی و یا تبلیغات طلا و جواهر استفاده کرد.



منبع: گرد آوری و تحقیق



برچسب‌ها: نماد، خورشید، فرهنگ، ایرانی
نظرات (3)
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 23:38
دقیقن مشکل ما ایرانی ها هم این جاست.. مردم دنیا، از کلاسیک ب سمت مدرن و پست مدرن حرکت کرده اند و جهانی یان را دنبال خودشان کشانده و می کشان اند. ما ملت ایران از پسا پست مدرن شروع کردیم و امروز ب کلاسیک رس ایده ایم. ملت های آگاه جهان از دست آوردهای گران قیمت اجداد ما خودشان و زبان و فرهنگ شان را غنی تر کردند و ما دل بسته ایم ب فرهنگ های عقب مانده و مندرس دیگران، شای اد ب جایی برس ایم. متاسف انه اصلن حواس مان ب خودمان نبوده و نیست و البته هر چه می کش ایم از بدآموزی های نسل های اخیر است. امید که فرهنگ و داشته های واقعی خودمان را بیش تر بشناس ایم و آگاه تر پا ب میدان اندیشه و خرد بگذاریم.. سپاس از شما عزیز مهربان ام!
امتیاز: 1 0
پاسخ:
من هم با شما هم عقیده ام بزرگوار. کاش خودمان را بهتر می شناختیم تا راکد و از اینجا مانده و از آنجا رانده نمی شدیم. متاسفانه نسل نو نه از گذشته خود به خوبی می داند و نه فرهنگ نو آوری ها را خوب می شناسد. شاید امروز حرف ا ز ادبیات نو ، موسیقی نو، معماری نو ، فناوری نو باشد بدون آن که پشتوانه فکری داشته باشد. اگر روزی خورشید نماد بود در زندگی شرقی، امروز وسیله ای است برای بقای انرژی. اصل و ریشه یکی است و لی شناخت امروز نسل جامعه ما صفر. البته مقصر ماییم. کتاب و کتاب و کتاب در سبد خانوار ما جایگاهی ندارد. بی پولی منشاء این کمبود نیست . بلکه آگاهی نداشتن از این که در کنار خوردن گلابی اگر فهم خوردنش را داشته باشی عمل هضم بهتر انجام می شود. غصه بسیار است استاد و درد دل بسیار. زنده باشید عزیز بزرگوار که داغ دل مان بیشتر شد.
چهارشنبه 16 فروردین 1396 ساعت 18:09
drood be zahamate shoma banoo noori,


اگر خواهی که بینی چشمهٔ خور

تو را حاجت فتد با جسم دیگر

چو چشم سر ندارد طاقت تاب

توان خورشید تابان دید در آب

از او چون روشنی کمتر نماید

در ادراک تو حالی می‌فزاید

عدم آیینهٔ هستی است مطلق

کز او پیداست عکس تابش حق

عدم چون گشت هستی را مقابل

در او عکسی شد اندر حال حاصل

شد آن وحدت از این کثرت پدیدار

یکی را چون شمردی گشت بسیار

عدد گرچه یکی دارد بدایت

ولیکن نبودش هرگز نهایت

عدم در ذات خود چون بود صافی

از او با ظاهر آمد گنج مخفی

حدیث «کنت کنزا» را فرو خوان

که تا پیدا ببینی گنج پنهان

عدم آیینه عالم عکس و انسان

چو چشم عکس در وی شخص پنهان

تو چشم عکسی و او نور دیده است

به دیده دیده را هرگز که دیده است

جهان انسان شد و انسان جهانی

از این پاکیزه‌تر نبود بیانی

چو نیکو بنگری در اصل این کار

هم او بیننده هم دیده است و دیدار

حدیث قدسی این معنی بیان کرد

و بی یسمع و بی یبصر عیان کرد

جهان را سر به سر آیینه‌ای دان

به هر یک ذره در صد مهر تابان

اگر یک قطره را دل بر شکافی

برون آید از آن صد بحر صافی

به هر جزوی ز خاک ار بنگری راست

هزاران آدم اندر وی هویداست

به اعضا پشه‌ای همچند فیل است

در اسما قطره‌ای مانند نیل است

درون حبه‌ای صد خرمن آمد

جهانی در دل یک ارزن آمد

به پر پشه‌ای در جای جانی

درون نقطهٔ چشم آسمانی

بدان خردی که آمد حبهٔ دل

خداوند دو عالم راست منزل

در او در جمع گشته هر دو عالم

گهی ابلیس گردد گاه آدم

ببین عالم همه در هم سرشته

ملک در دیو و دیو اندر فرشته

همه با هم به هم چون دانه و بر

ز کافر مؤمن و مؤمن ز کافر

به هم جمع آمده در نقطهٔ حال

همه دور زمان روز و مه و سال

ازل عین ابد افتاد با هم

نزول عیسی و ایجاد آدم

ز هر یک نقطه زین دور مسلسل

هزاران شکل می‌گردد مشکل

ز هر یک نقطه دوری گشته دایر

هم او مرکز هم او در دور سایر

اگر یک ذره را برگیری از جای

خلل یابد همه عالم سراپای

همه سرگشته و یک جزو از ایشان

برون ننهاده پای از حد امکان

تعین هر یکی را کرده محبوس

به جزویت ز کلی گشته مایوس

تو گویی دائما در سیر و حبسند

که پیوسته میان خلع و لبسند

همه در جنبش و دائم در آرام

نه آغاز یکی پییدا نه انجام

همه از ذات خود پیوسته آگاه

وز آنجا راه برده تا به درگاه

به زیر پردهٔ هر ذره پنهان

جمال جانفزای روی جانان
az shaikh mahmoude shabastari
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بر استاد توانای هنرمند و گرانقدر. بسیار زیباست استاد و به غایت لذت بردم از انتخاب شما عزیز بزرگوار. زنده باشید.
سه‌شنبه 15 فروردین 1396 ساعت 15:38
بسیار مطلب زیبایی بود. من اول مطالب را می خوان ام، بعد پشت سر هم لایک یا کامنت می گذارم.. این هم یک مطلب خوب مثل دیگر مطالب ارزش مند این وب بود.. زنده باشی مهربان
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بر استاد گرانقدرم. با طبع شما آشنا هستم. من هم نمادهای پر مفهوم ایرانی را بسیار می پسندم و در هر مطالعه ای متوجه می شوم که این نماد ها چقدر با معنا و دارای اصالت فرهنگی هستند و پیشینیان ما چقدر آگاه و نکته سنج بود ه اند؛ ولی با خود فکر می کنم خوب نسل ما چه چیز تازه ای برای آیندگان به جای می گذارد. این ها که همه و همه متعلق به سالیان بسیار دور است . ما چه کرده ایم ؟ کدام نوع آوری و اصالت را باقی خواهیم گذاشت؟؟؟ زنده باشید بزرگوار
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
/body>

/file. mp3" autostart="true" loop="true" width="0" height="0"> <bgsound src="http:// file.mp3 " loop="infinite">