X
تبلیغات
رایتل

تاملی در باب سبک در ادبیات ایران

چهارشنبه 16 فروردین 1396 , 11:44


سبک در ادبیات عبارت است از روش و شیوه‌ای خاص که گوینده یا نویسنده، ادراک و احساس خود را با آن بیان می‌کند. سیروس شمیسا که خود نیز به سبک‌شناسی شعر و نثر ایران پرداخته است و کتاب‌هایی نیر در این زمینه به چاپ رسانده‌است، بر این باور است این بهار بوده است که برای نخستین بار فن سبک‌شناسی را در ایران پایه گذاشته و کتاب «سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی»، یا همان سبک‌شناسی معروف نثر را نگاشته است. ظاهراً بهار نخستین کسی است که واژۀ سبک را در شعر آورده‌است و شاعران پیش از او در این باره از واژه‌هایی چون «طراز»، «طریق» و «شیوه»، و مانند اینها استفاده می‌کردند.


سبک شعر، یعنی مجموع کلمات و لغات و طرز ترکیب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معنی هر کلمه در آن عصر، و طرز تخیل و ادای آن تخیلات از لحاظ حالات روحی شاعر، که وابسته به تأثیر محیط و طرز معیشت و علوم و زندگی مادی  و معنوی هر دوره باشد، آنچه از این کلیات حاصل می شود آب و رنگی خاص به شعر می دهد که آن را «سبک شعر»، می نامیم.


شعر فارسی به طور کلی، از زیر سیطره و تسلط چهار سبک بیرون نیست، اگر چه باز هر سبکی به طریقه و طرزهای مختلفی تبدیل می شود تا می رسد به جایی که هر شاعری طرز خاصی را به خود اختصاص می دهد که حصر شدنی نیست، بنابر این در مدارس امروز ما تنها چهار سبک را اصیل و مبدأ سبک ها قرار داده ایم و آن به قرار زیر است:


1- سبک خراسانی یا ترکستانی؛

2- سبک عراقی؛

3- سبک هندی؛

4- بازگشت ادبی یا سبک های جدید که منتهی به سبک جدید دورۀ مشروطه شده است؛

5دورۀ معاصر.


توضیح آن که این سبک ها مربوط به زمان است نه مکان، و مکان را در آن تأثیری نبوده و نیست و همچنین سبک های بین بین نیز هست که استادانی داشته است.مبدأ سبک خراسانی از نیمه قرن چهارم هجری آغاز شده و به نیمه قرن ششم می رسد. سبک عراقی از آغاز قرن هفتم ابداع شده و به اواخر قرن دهم هجری می رسد. سبک هندی از قرن دهم تا امروز، و بازگشت به شیوه های عراقی و خراسانی از قرن دوازدهم در ایران تا امروز برقراراست. در این دوره شعرا به همه سبک ها شعر گفته و غالباً از متقدمان تقلیدهای بسیار استادانه کرده و سبک خراسانی و عراقی را تجدید نموده اند، و به سبک هندی هم شعر گفته اند، و اخیراً مکتب تازه تری به وجود آمده است که افکار و عقاید بسیار تازه را به سبک کلاسیک درآورده اند.در عین حال شعرای جوان نیز هستند که در وزن و کلمات و اسلوب هم تجددی قائل شده و مشغول امتحان کردن هستند.



Image result for ‫انواع سبک های شعر فارسی‬‎


شعرا ی معروف و ویژگی های هر دوره


1- سبک خراسانی: رودکی: شهید بن حسین بلخی، ابوشکور بلخی، خسروی سرخسی، خسروانی ابوطاهر، ابوعبدالله ربنجی و لوالجی، لوکری، کسائی، دقیقی، فردوسی طوسی، عنصری بلخی، فرخی سیستانی، غضایر رازی، عسجدی، منوچهری، لامعی گرگانی، فخرالدین اسعد گرگانی، مسعود سعد سلمان لاهوری، سنائی غزنوی، امیر معزی نیشابوری، ابوالفرج رونی لاهوری، سوزنی سمرقندی، قطران ارموی، و غیره...


شعرای موجد سبک بین بین: سید حسن غزنوی، انوری ابیوردی، رشید وطواط، عمادی شهریاری، خاقانی شیروانی، نظامی گنجوی، ظهیرفاریاب، جمال الدین اصفهانی.


 ویژگی های سبک خراسانی:


 از ویژگی های این سبک سادگی و روانی کلام، دوری ازترکیبات دور از ذهن، کاربرد اندک واژگان عربی، مضامین شعر و بیشتر وصف طبیعت یا وصف معشوق و به ویژه مدح بوده است. آرایه های ادبی نیز در این سبک ساده بوده است.



2- سبک عراقی: کمال الدین اسمعیل اصفهانی، مجیرالدین بیلقانی، رشید الدین اخسیکتی، امامی هروی، همام تبریزی، سعدی شیرازی، مجدالدین بن همگر شیرازی، اوحدی مراغه ای، حافظ شیرازی، سلمان ساوجی، مکتبی شیرازی، عبدالرحمن جامی، هلالی جغتائی استرآبادی.


ویژگی های سبک  عراقی:


 در این سبک غزل از لحاظ کمیت جای قصیده را گرفت و در میان انواع شعر، توجه به سرودن مثنوی زیاد شد. غزل بیانگر عشق عرفانی شد و از این راه عرفان در شعر فارسی راه یافت و اصطلاحات عرفانی مانند، میخانه، خرابات، مغ، خرقه، زاهد و ... در شعر فارسی راه یافت.


 کاربرد صناعات ادبی ( لفظی ومعنوی )،در شعر راه کمال پیمود و برخلاف دورۀ پیش انواع تشبیهات پیچیده، کنایه، استعاره، مجاز، ایهام، جناس و ترصیع در شعر این دوره به کمال دیده می شود.

3- سبک هندی: صائب تبریزی، زلالی خوانساری، علی نقی کمره ای، عرفی شیرازی، کلیم کاشانی، فیض دکنی، وحید قزوینی، بیدل، غنی کشمیری.


ویژگی های سبک  هندی:


از ویژ گی های این سبک نازک خیالی و مضمون آفرینی است، قالب شعری مسلط، غزل است و از مهم ترین ویژگی های این دوره به کار بردن صنعت ارسال مثل، اسلوب معادله و تمثیل است. کاربرد استعارات پیچیده، معما و لغز و ترکیبات بدیع از دیگر ویژگی های این دوره است. یکی از مضامین عمدۀ شعری این دوره  مرثیۀ ائمه اطهار است و شعرا بیشتر سعی خود را صرف سرودن اشعار در منقبت ائمه و مراثی آنان به خصوص شهدای کربلا کرد ه اند که محتشم کاشانی در این میان شاخص است. از نظر معنی، شعرای این دوره گرد تقلید نمی گشتند و آن چه سبک هندی را شهرت بخشیده ابتکارمضمون و معنی است.


Image result for ‫انواع سبک های شعر فارسی‬‎



4- سبک بازگشت ادبی و شیوه های آزاد: آذر بیکدلی، مشتاق، هاتف، ضیاء اصفهانی، رفیق، طبیب، صباحی (که به سبک عراقی شعر گفته اند)، صبای کاشانی، قا آنی شیرازی، سپهر کاشانی، مجمر اصفهانی، سروش اصفهانی، محمود خان ملک الشعرای کاشانی، شیبانی کاشانی، شهاب اصفهانی، سرخوش هراتی، شهاب ترشیزی، صبوری مشهدی، ادیب الممالک فراهانی، ادیب نیشابوری، شوریده شیرازی و  خاندان وصال در شیراز، سلطانی کرمانشاهی. 


از قرن دوازدهم چهار تن از شاعران مهم آن روزگار، هاتف، عاشق،مشتاق و شعله، سبک هندی را رها کردند و دوباره به روش سبک های قدیم بازگشتند؛ به همین خاطراین دوره را دورۀ بازگشت ادبی می نامند. اینان در سرودن قصیده از سبک خراسانی تقلید کردند و در سرودن غزل، از سبک عراقی، در واقع در سرودن این دو شعر به بهترین شکل آن توجه کردند که به ترتیب در سبک خراسانی و عراقی بود. در سایر اشعار هم تقلید به این دو سبک دیده می شود. این روش هنوز هم در شعر سنتی فارسی معمول است. در قرن سیزدهم سروش اصفهانی، قاآنی، فروغ بسطامی و محمود خان صبا، دنبالۀ کار هاتف و یارانش را ادامه دادند که هنوز هم ادامه دارد.


5ـ دورۀ معاصر : دورۀ معاصر را معمولاً باید از اواخر دوره قاجاریه تا امروز به حساب آورد. روابط ایران و اروپا و آوردن کارشناسان فنی و نظامی و تأسیس مدارس و اعزام دانشجویان ایرانی به کشورهای اروپایی، آشنایی ایرانیان با علوم و ادبیات اروپا و ترجمه کتاب های مختلف سبب شد تا تحولاتی در ذهن ادیبان و هنرمندان ایرانی به وجود آید.


شعر و نثر فارسی با الهام گرفتن از آثار اروپاییان دچار تحولاتی شد و رفته رفته انقلابی در سبک شعر پیدا شد و شعرنو پدید آمد. البته نوآوری در شعر را کم و بیش در بیان شاعران اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم می بینیم، ولی « نیمایوشیج » (علی اسفندیاری )، تحول اصلی را پدید آورد و پس از مقاومت های او در عرصۀ نوآوری بود که شاعران نوپرداز در صحنۀ شعر فارسی رخ نمودند و با شکستن قالب شعر از جهت وزن و قافیه مسیر تازه ای را در تحول شعر پدید آوزدند. از بزرگان این دوره افزون بر « نیمایوشیج »، همچون قافله سالار این سبک می توان از شاعرانی چون فروغ فرخزاد، مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری، احمد شاملو، فریدون مشیری و دکترشفیعی کدکنی نام برد.


منبع: گرد آوری و تحقیق



برچسب‌ها: سبک، ادبیات
نظرات (4)
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 01:23
بله البته عزیزم .کاملا با فرمایشات شما موافقم .چندی پیش نگاهی کردم مطلبی در مورد گلستان و بوستان سعدی گذاشته بودی که جالب بود .من این دوکتاب را از دوران نوجوانی بسیار دوست داشتم .و همین طور آثار دیگر شاعران پر آوازه پارسی را.بسیار کارخوبی می کنی .یادم می آید که شاعره زن خارجی که اسمش را به یاد ندارم گفته بود کاش در دوران حافظ و سعدی بودم و ازایشان گدایی عشق می کردم و حالا تو بزرگوار با قلمت ادبیات فوق العاده پارسی را دوباره رنگ تازه بخشیدی.تو زیبایی و زیبایی ازآن توست و اندیشه گهربار و ضمیر پاکت .بنویس عزیزم تا توانی بنویس .قلمت سبز و هنرت پابرجا
امتیاز: 1 0
پاسخ:
درود بر باران عزیزم. خوشحالم که هستی و مطالعه می کنی مهربانم. من هم مقاله سبک در ادبیات ایران را دوست دارم و انشالله در مقاله دیگری درباره سبک در ادبیات جهان می نویسم. ادبیات و هنر همیشه با من همراه هستند و لذت بسیاری از خواندن و دیدن می برم. انشالله که بتوانم با یاری خداوند و دوستان گرانقدری مانند شما عزیز مهربانم در غنای هر چه بیشتر مقالات این وب نوشت تلاش کنم. همیشه شاد و سلامت باشی بارانم
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 00:21
روح اش شاد.. هم آن قدر در ترجمه، جناب ذبیح الله منصوری تاثیرگزار بوده است، ب دلیل روانی سبک نوشتاری و آسان فهم کردن متن، جناب دکتر شمیسای بزرگ، در سبک شناسی و عروض و قافی یه، تاثیرگزار بوده است.. من وقتی برای اولین بار با کتاب عروض و قافی یه ی دکتر شمیسا آشنا شدم، شای اد باور نکن اید، در چند ساعت، همه ی کتاب را درک کردم و اتفاقن با یکی از دوستان شاعر نامی شهرمان، قرار گذاشته بودیم که کتاب را شب بخوان ایم و فردای اش در مورد جزعی یات کتاب ب بحث بنشین ایم. فردای آن روز که هم دیگر را دیدیم، با توجه ب این که دوست ام مسلط تر از من ب وزن و قافی یه ب لحاظ علمی بود، در بحث ب او گفت ام که چیزی در این کتاب وجود ندارد که من ندان ام. دوست شاعرم پوزخندی زد و از چند جای کتاب بحث هایی بیرون کش اید و از من پاسخ خواست، وقتی دید ب هر پرسشی پاسخ دارم، خنده ی تمسخرش تبدیل ب تحسین شدو.. هر دو ب این قول متفق شدیم که: استاد شمیسای عزیز، متن ها را از پیچ ایده گی خارج کرده است تا همه فهم باش اد. کتاب موسیقی شعر، استاد شفیعی کدکنی را بعد از خواندن عروض و قافی یه ی دکتر شمیسا تازه درک کردم. قبلن هر چه می خواندم ب دلیل پیچ ایده گی های متنی، اصلن متوجه نمی شدم.. خدا روح اش را شاد کن اد و سپاس از شما عزیز بزرگ وارم
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بر استاد گرانقدر و عزیزمان. چقدر روان و شیوا تعریف می کنید استاد و همین روان بودن در گفتار است که سبب شده مخاطبان شما بیشتر درک تان کنند. بله درست می فرمایید، دکتر شمیسای بزرگ در سبک شناسی به غایت عالی کار کرده اند و من وقتی در این باره مطالعه می کردم و مقاله را می نوشتم به شخصه خیلی در این ارتباط لذت بردم. خاطرم هست دوستان دیگر هم که مقاله را خوانده بودند به من اطلاع دادند که مقاله سبک شناسی، مورد اقبال قرار گرفته. البته شفاهی نظر دادند و من خوشحال شدم که انتخاب خوبی بوده و بهتره که ما در کنار لذت بردن از خواندن اشعارو نثر، سبک ها را هم بشناسیم تا با اگاهی کامل به مطالعه بپردازیم. خوشحالم که دوست داشتید و سپاس گزارم که مطالعه کردید. همیشه شاد و سلامت باشید و با عزت زندگی کنید عزیز بزرگوار.
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 18:48
درود بر فرشته بانوی عزیزم ..ممنونم از توضیحات اطلاعات ارزشمندی که درمورد انواع سبک های پارسی ارائه فرمودی.بسیارخرسندم از آشنایی بانوی گرانقدر و فرهیخته ای که به تنهایی گنجینه ای دانش و خرد و فرهنگ پارسی است .امیدوارم که همیشه در آثار و اندیشه هایت موفق و سر بلند باشی عزیزم
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بر بارانم. درود بر اندیشه پاکت. باران عزیزم، گاهی اوقات تصور می کنم که ما از ریشه و کنه ادبیات به دوریم و لازمه نزدیک شدن به ادبیات زیبای پارسی دانستن اطلاعات بنیادی و پایه است که سبب می شود از آنچه که مطالعه می کنیم بیشتر لذت ببریم. به همین خاطر سعی می کنم از بنیاد و پایه بنویسم که خوانندگان ادبیات غنی ایرانی دلیل هر مطلبی را بدانند. امیدوارم که مفید واقع شود. سپاس گزارم عزیز مهربانم از حضور بی ریا و بسیار ارزشمند شما. زنده باشی نازنینم
چهارشنبه 16 فروردین 1396 ساعت 17:57
dorood be zibaiye afkar va kankashe banooye mehrban noori ke in bandehe khoda (manzoor khodam)va hamehe an kasanike az in hamehe matalebe amoozandeh va hoshiarbakhsh( makhsoosan khodam) bahremand shodeh va behtar begam bekhosoos shakhse khodam ra agahi midehad va lezzat agahi ra ba in matnhaye por barekat va por mohtawa hess kardeh va jahs hast ke begam y ahameh ba ham begim khoda ghowat banooye nooriye besiar aziz. baraye shoma mohtaram banooye gol arezooye salamti va piroozi daram va enschaallah hamishe por neshat bashid.robai az manochehriye damghani:
در بندم از آن دو زلف بند اندر بند
نالانم از آن عقیق قند اندر قند

ای وعدهٔ فردای تو پیچ اندر پیچ
آخر غم هجران تو چند اندر چند
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بر دکتر توانای عزیز و بزرگوارم. خوشحالم استاد گرانقدر که مطلب را مطالعه نمودید و مورد پسند شما قرار گرفت. از این که وقت گذاشته و مطالعه می فرمایید از شما سپاس گزارم و امیدوارم مطالب بیشتری را بتوانم با کمک و نظرات سازنده شما و سایر سروران بزرگوارم در این وب نوشت ، بنویسم. سرفراز باشید و همیشه با عزت زندگی کنید.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.