X
تبلیغات
رایتل

تاملی در باب مکاتب ادبی جهان ( سبک شناسی)

یکشنبه 20 فروردین 1396 , 15:48

مکتب ادبی،به معنای مجموعهٔ سنت‌ها، هنجارها، اندیشه‌ها، نظریه‌ها و ویژگی‌هایی است که به دلایل اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی در دوره‌ای خاص در ادبیات یک یا چند کشور نمود می‌یابد. این مجموعه معمولاً در آثار گروهی از صاحبان قلم رخ می‌نماید و سبب تمایز آنها در سبک از شاعران و نویسندگان دیگر می‌شوند. منتقدان، پژوهشگران، نویسندگان و شاعران برجسته و متبحر چنین مجموعه‌ای را می‌یابند و در قالب مشخصه‌های هر مکتب ارائه می‌دهند. هر مکتب با پیروانی که برای خود می‌یابد دوره‌ای ویژه – کوتاه یا بلند – را می‌پیماید و سپس بازمی‌ایستد. معمولاً پایه‌گذاران هر مکتب خودشان نیز از مشخصه‌های آثارشان آگاه نیستند و دیگران شیوه‌های هنری آنان را مشخص و معرفی می‌کنند. البته این اصل جنبهٔ همگانی ندارد؛ زیرا مکتب‌هایی هم بوده‌اند که بنیانگذاران آنها دانسته و با تصمیمی آگاهانه بیانیه‌ای دربارهٔ مکتب خود صادر می‌کردند پیش از آن که شیوه‌ای تازه در نگارش آثار ادبی در پیش گیرند؛مانند سوررآلیست‌ها و دادائیست‌ها.


ویژگی‌های هر مکتب ادبی رفته رفته در آثار ادبی مربوط به آن نمود می‌یابد.گفتنی است که هر مکتب ادبی شکل دگرگون یافته مکتب پیش از خود یا واکنش و طغیانی در برابر آن است؛ از همین رو، می‌توان گفت که مکتبی بدون مقدمه پیدا نمی‌شود و ردّی از ویژگی‌های بیشتر مکتب‌های ادبی را در آثار ادبی پیش از آن می‌توان یافت. مهم‌ترین عامل پیدایی هر مکتب ادبی، نوع نگرشی است که ادیبان هر دوره به زندگی و دنیای پیرامون خویش دارد. در نتیجهٔ همین نگرش است که بیان هنری، شکل‌های گوناگونی می‌یابد و تغییراتی در به کارگیری زبان و شیوهٔ کاربرد واژگان پیش می‌آید.


از اواخر سدهٔ نوزدهم میلادی اثر گذاری و اثر پذیری‌های ادبی سرعت بسیاری یافته است و علت این امر را می‌توان در چند مورد جست و جو کرد: توسعهٔ روابط فرهنگی – اجتماعی، گسترش شتابندهٔ افکار و اندیشه‌های اجتماعی – سیاسی و آشنایی روزافزون ملت ها با زبان و ادبیات یکدیگر؛ که این امر سبب کوتاهی عمر مکتب‌های ادبی و آمیختن آنها با یکدیگر شده است؛ ولی رگه‌هایی از این گونه مکتب‌ها را در مکاتبی که سال‌ها پس از آنها سر برآورده‌اند، می‌توان مشاهده کرد.

مکتب ادبی، مقوله‌ای غربی است و در ادبیات فارسی جایگاهی به آن مفهومی که بیان شد، ندارد. آثار ادبی – به ویژه شعر فارسی– را بر پایهٔ شیوه‌هایی که در دوره‌های گوناگون تاریخ ادبیات ایران بوجود آمده‌اند و اصطلاحاً سبک نامیده می‌شوند تقسیم‌بندی می‌کنند؛ مانند سبک خراسانی، سبک عراقی و سبک هندی.

Image result for ‫سبک های ادبی ایده الیسم‬‎

1- کلاسیک


مکتب کلاسیک مشی نویسندگان و شعرای دوران قدیم و قرون وسطی تا اواخر قرن هفده میلادی بود.
این سبک که ملهم از ادبیات یونان و روم باستان است نخستین سبک ادبی اروپاست.
طرفداران این سبک با مطالعه و تحقیق بسیار در زمینه آثار متقدمین و با توجه به معیارهای ساختاری آنان، قلم می زدند و در واقع خود را راهی طریق آنان می دانستند. از اختصاصات عمدۀ مکتب کلاسیک: توجه کامل به عقل و استدلال و منطق، و موازین و معیارهای اخلاقی، احتراز از پیچیده گویی و مبهم سرایی، منسوب داشتن کاراکتر اصلی «قهرمان داستان» به خصایل نیک انسانی؛ گریز از به کارگیری مفاهیم نامأنوس و غیر مذهبی و قهرمانان استثنایی و غیر عادی؛ دقت در گویایی و شیوایی واژه ها و جملات است.
اختصاصات مهم سبک کلاسیک در یک کلام: دارای زبان ادبی قوی، مبتنی بر اصول و قواعد و مقررات کلاسه بندی شده و دقیق است
.


2- رمانتیک


درپی انقلاب صنعتی اروپا (تقریباً در اواخر قرن 18)، تغییر و تحولاتی هم در ادبیات و نیز هنرها بوجود آمد.

فرانسه، انگلستان و آلمان از نخستین کشورهایی بودند که مکتب رمانتیک را بعد از سبک کلاسیک، بنیان نهادند و به جای اسلوب و قواعد کهن، عرصه ادبیات و هنر را جولانگاه افسانه ها و تخیلات و احساسات شاعرانه قرار دادند.پیشگامان مکتب رمانتیک، اصول و ساختار ادبیات کلاسیک را کنار گذاشته، به جای تقلید کورکورانه از متقدمین، سبک جدید رمانتیک را ابداع کردند که در آن تخیل و عشق جای عقل و استدلال و منطق را گرفت.
این سبک را افسانه ای، قهرمانانه و عاشقانه نیز نامیده اند؛ زیرا به مردم عامه و تخیلات شاعرانه و رؤیایی آنها بهاء داد و آزادی اندیشه، جایگزین محدویت های دست و پاگیر مکتب کلاسیک شد.


3- رئالیسم


در اوایل قرن نوزدهم قهرمانان تخیلی از لابلای سطور داستان ها بار سفر بستند و رفتند و مردم عادی کوچه و بازار در داستان ها ظهور کردند. و طبیعت جاری با تمام زشتی ها و زیبایی هایش جای کاخ های افسانه ای را گرفت.
درلغت رئالیسم به معنی واقع گرایی و حقیقت نویسی است. واقعیاتی که گاه انسان را می گریاند و گاه می خنداند.

نویسنده رئال در خلق اثر خود بی طرف است و هرگز خود را وارد داستان نمی کند.مانند یک نقاش زبردست تنها از طبیعت و مظاهر طبیعی با دیدگاهی ژرف نگر عکس می گیرد و بعد آن تصاویر را عیناً در داستانش منعکس می کند.«جنگ و صلح» لئون تولستوی و «اوژنی گرانده» بالزاک و «واترلو» ی استاندال، از شاخص ترین آثار رئالیستی است.



Image result for ‫اوژنی گرانده‬‎




4- ناتورالیسم


ناتورالیسم از نظر لغوی به معنای اعتقاد به طبیعت و عوالم طبیعی است. دراین مکتب ادبی که تقریباً در اواسط قرن نوزده توسط کسانی چون: «ویلیام فالکنر»، «امیل زولا»، «گئی دوموپاسان» و... دراروپا و... بوجود آمد، اصل، تشریح مو به مو و دقیق طبیعت است.

هنرمند ناتورالیست کمتر به واقعیت گرایی می اندیشد و می کوشد که روش تجربی را در ادبیات رواج دهد. انسان را آلت دست طبیعت و جبر علمی می داند، نه شخصیتی مستقل و آزاد.


5- سمبولیسم


مکتب سمبولیسم بعد از چهار مکتب مشهور نامبرده در اواخر قرن نوزدهم (ربع قرن دوم) در ادبیات مدرن اروپا بوجود آمد. تعریف اجمالی این سبک عبارت است از : انتخاب و گزینش علامات و نشانه های مناسب جهت بیان و القای افکار و اندیشه ها احساسات بشری، که رنج و درد، دستمایۀ اصلی این احساسات و اندیشه هاست.


6- سوررئالیسم


فرانسه، محل اصلی تولد سوررئالیسم بود. این مکتب پس از جنگ جهانگیر دوم در این کشور شکل گرفت. بنیانگذار سبک سوررئالیسم (فرا واقعی)، آندره بروتن فرانسوی بود که در اوایل قرن بیستم انقلابی درعالم شعر و ادب اروپا بوجود آورد؛ زیرا که با پنج مکتب شناخته شده قبل، به دشمنی برخاست. وی در سال (1922)، کار را با شعر به میدان آورد و دو سال بعد از آن ( 1924 )، نخستین بیانیه این مکتب را انتشار داد و شعرایی چون «لوئی آراگون»، «پل الوار» و «ژرژهونیه» از وی استقبال نمودند و کار وی را تعقیب کردند.


7- امپرسیونیسم


امپرسیونیسم:این سبک ابتدا توسط «رودن»، در پیکرتراشی پدید آمد. دستمایۀ کار رودن «طبیعت» بود. امپرسیونیست های مجسمه ساز از طبیعت برای ایجاد احجام و اشکال تخیلی مایه گرفتند. از مشهورترین مجسمه سازان امپرسیونیست «کلینگر»، «میللو» و «بوردل » را می توان نام برد. این سبک از پیکرتراشی به نقاشی نفوذ کرد. نقاش امپرسیونیست همان طور که طبیعت را مرور می کند، به تصویر می کشد. یعنی طبیعت در نقاشی امپرسیونیست از لحظات متعددی ترکیب می شود که در این شیوه قطعات مجزای رنگ، طبیعت را با حالات و لحظات مجزایش نشان می دهد و در ضمن استقلال و ارتباط این لحظات را می نمایاند. مؤسس نقاشی امپرسیونیسم «مونه»، بود که با تابلوی «تأثر»، خود این شیوه را به نقاشی کشاند.
امپرسیونیسم سرانجام به ادبیات کشیده شد که زیربنای این مکتب ادبی، توصیف و تشریح احساسات و عواطف است که با سادگی بسیار نگارش یافته و در ذکر تفاصیل و جزئیات کوششی به عمل نمی آید.
نویسندگان این شیوه می کوشیدند هر چیزی را به احساس کاهش دهند و آن قدر به قدرت بیان می پرداختند که حتی گاهی قواعد دستور زبان را هم نادیده می انگاشتند.


8- ایده آلیسم


ایده آلیسم (اندیشه گرایی): زیربنای این مکتب اصالت تصور و اندیشه است. یعنی آنچه که برای یک ایدآلیست اهمیت دارد فکر انسان است، هر چه می خواهد باشد. ایشان طالب کمال مطلوبند. به طوری که در پاره ای موارد حتی واقعیت ها را هم انکار می کنند و حقایق را زاییده و ساختۀ ذهن انسان می دانند.
پیروان این سبک به تصور و تخیل بارها بیشتر از تقلید صرف از طبیعت اهمیت می دهند. از این روست که به طرفداران مکتب ایده آلیسم «اندیشه گرا» گفته اند.
Image result for ‫ادبیات ایده الیسم‬‎



9- دادائیسم


دادائیسم: مکتب دادائیسم زائیده ناامیدی و اضطراب و هرج و مرج ناشی از آدمکشی و خرابی جنگ جهانی اول است.

بنیان گذار مکتب دادائیسم « تریستان تزارا» نام داشت که از اهالی رومانی بود. وی در سال (1914)، تحت تأثیر شدید جنگ جهانگیر اول قرار گرفت و احساسات شدید منفی گرایانه اش سبب شد که در سال (1916)، شیوه هرج ومرج طلبی را در شعر اروپا پدید آورد.


10- اگزیستانسیالیسم


این شیوه بیشتر در فلسفه مطرح است تا ادبیات. از مشهورترین بنیانگذاران آن «ژان پل سارتر» نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی است. سارتر با کتاب معروفش «تهوع» این سبک را بنیان نهاد.

این شیوه فلسفی اساس کار خود را از «وجود» آغاز می کند و به "ماهیت" می رسد. به عبارت دیگر فلسفه آنها اصالت نوعی عدم است (نه اصالت وجود).


11- تراژدی
 

تراژدی نمایشنامه، شعر یا داستانی است که معمولاً توأم با غم و اندوه است. این واژه به معنای حادثه شوم و ناگوار ترجمه شده است؛ زیرا تماشاگر یا خواننده را به وحشت و ترحم وا می دارد.
ارسطو، تراژدی را این گونه تعریف کرده است:

«تراژدی عبارت است از تقلید یک حادثۀ جدی و کامل و دارای وسعت معین، با بیانی زیبا که زیبایی آن در تمام قسمت ها به یک اندازه باشد، و دارای شکل نمایش باشد، نه داستان و حکایت و با استفاده از وحشت و ترحم، عواطف مردم را پاک و منزه سازد.


12-کمدی
 

کمدی نمایشنامه ای است که بیننده را می خنداند و انبساط خاطر او را سبب می شود. کاراکترهای کمدی افراد پایین اجتماع اند که نماد شخصیت های مردمی کوچه و بازار را ارائه می کنند. سوژه های کمدی از زندگی روزمره آدم ها گرفته می شود. و «حقیقت نمایی»، باید که بیشتر از موارد دیگر ملحوظ شود. یک نمایشنامه و یا داستان کمدی، پایان خوشی دارد و اگر نمایشنامه ای با شکست شخصیت اصلی به پایان رسید، دیگر کمدی نیست که تراژدی است، و لو این که سرشار از لحظات کمیک باشد.

13- درام
 

این سبک، نمایشنامه یا داستان مهیجی است که مدام حس ترحم و خنده و تحسین و تعجب را توأماً پدید می آورد. به عبارت دیگر: درام نوعی نوشتۀ تراژدی -کمدی است که زندگی را با همه پیچیدگیش همان طور که هست به تصویر می کشد. مانند روزهای مختلف زندگی. گاهی خنده و شادی. و گاهی غم و اندوه و اشک.
در ادبیات پیش از رنسانس اروپا، و هم چنین ادبیات داستانی پیش از حوزۀ مشروطیت ایران، واژۀ «درام» را به «سرگذشت» تشریح کرده اند.



http://www.mandegardaily.com/wp-content/uploads/2013/06/mandegar222.jpg



رمان نو


یکی از جنبش‌های ادبی معاصر غرب است که همگام با تحولات اجتماعی و سیاسی در اواخر دهۀ (۱۹۵۰)، در فرانسه شکل گرفت و هم‌ زمان به انتقاد از شیوه‌های بیان واقع‌گرایانه و کلاسیک در رمان پرداخت. «رمان نو»، که در میان انگلیسی‌زبانان بیشتر به ضد رمان شهرت دارد با انتقاد از عناصر سنتی روایت داستانی مانند شخصیت، حادثه و طرح بر آن بود تا با تأکید بر لزوم تحول دائمی در ادبیات، گونه‌ای نو از روایت داستانی را ابداع و معرفی کند که با اوضاع اجتماعی و زندگی جدید انسان هم‌خوانی بیش‌تری داشته باشد.    



Image result for ‫رمان پاک کن ها‬‎


مکتب یا جنبش

این‌گونه از رمان با کتاب «تروپیسم اثر ناتالی ساروت»، آغاز می‌شود که رمان «پاک‌کن‌ها»، «آلن رب گری‌یه»، به آن استحکام می‌بخشد. رمان نو مکتب نیست،جنبشی است بدون رهبر و بدون مجله یا روزنامه، با این‌همه جهت‌گیری‌های «رب گری‌یه»، او را رهبر ضمنی این جنبش می‌سازد. ناتالی ساروت در جایی ضمن اشاره به تفاوت‌های موجود میان نویسندگان رمان نو فرانسه می‌نویسد:«با این‌همه آن‌چه موجب پیوند ماست، رفتار و برداشت مشترکی است که نسبت به ادبیات گذشته داریم».   


منبع: گردآوری و تحقیق



نظرات (3)
چهارشنبه 23 فروردین 1396 ساعت 01:53
dorood banoo nooriye aziz,
nabordeh ranj ganj moyaser nemishawad
mozd an gereft jane baradar ke kar kard.
in hame ranjo zahmate shoma ke hamishe agahi dadan mibashad khob mozdesh chist , mozdesh geranbaha boodane entekhabe jenabealist, sad afarin va afarinha bar noktesanjihaye shoma banooye por az salighe.mozde ma be shoma hameh ba ham migim : izade mehrban ghowate ghawi boodan ra bish az in nasibe shoma konad . payandeh bashid.
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بر دکتر توانای گرانقدرم. سپاس گزارم استاد از وقتی که گذاشته و مطالعه می فرمایید. امیدوارم مفید واقع شود و خوشحالم که مورد توجه جناب عالی قرار گرفت. همین که شما و سایر دوستان مطالعه می فرمایید و نظر می نویسد برای من بسیار ارزشمند و بسیارعالیست. زنده باشید عزیز بزرگوار.
سه‌شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 13:50
درود بر شما و سپاس از این که مکاتب و جنبش های ادبی را در حد امکان بیان فرمودی و این مطالب حتا ب شکل حاضر می توان اد کمک بزرگی بر نسل کنج کاو و پیوی انده ی جوان باش اد تا خود دنبال کن اند و ب جهان بازتری از دانش های ادبی برس اند.. سپاس
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بی کران بر شما و مطالعات پر وسعت شما استاد. بله همان طور که خود بر موضوع مسلط هستید، توضیح در خصوص این مکاتب بسیار است؛ ولی از آنجا یی که هم اکنون زمانی شده که متاسفانه افراد حوصله طولانی بودن مطالب را ندارند و معمولا به دنبال مختصر خوانی هستند، سعی کردم از هر مکتب کوتاه بنویسم که اگر زمانی یک نفر نیاز به خلاصه این مطالب داشت، بتواند به راحتی استفاده کند. درود بر شما عزیز بزرگوار که من را در این وب نوشت همراهی می کنید و نظرات و یاد داشت های شما یک دنیا برای من ارزش دارد و همیشه می آموزم. خوشحالم که هستید استاد. زنده باشید عزیز گرانقدر.
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 21:28
درود بر شما خانم نوری، مقاله ژورنالی جالبی نوشته اید. سپاس
امتیاز: 3 0
پاسخ:
درود بر شما مهندس صدرایی عزیز. خوشحالم که موردتوجه شما قرار گرفت و سپاس از این که مطالعه نمودید.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.