X
تبلیغات
رایتل

25 اردی بهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامی باد

دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 , 11:47


زندگی‌نامه


فردوسی در سال (۳۲۹)، هجری قمری برابر با (۳1۹)، خورشیدی (۹۴۰ میلادی)، در روستای پاژ در خراسان دیده به جهان گشود.در منابع گوناگون و در دیباچه برخی نسخه‌های دست‌نویس شاهنامه، نام وی منصور، حسن یا احمد آمده و نام پدرش حسن، احمد یا علی و نام پدربزرگش شَرف شاه یاد شده‌ است. از این میان، معتبرترین نام این شاعر ایرانی ابوالقاسم فردوسی توسی است. علت انتخاب این تخلص از سوی شاعر روشن نیست. شاید این موضوع به دیدار وی با سلطان محمود غزنوی بازگردد. گویا سلطان محمود چنین لقبی به فردوسی داده و منظور وی مردی بوده که از بهشت آمده است.


پدرش از دهقانان توس بود که ثروت و موقعیت چشمگیری داشت. آگاهی کاملی از نام و خانواده‌اش و همچنین از کودکی و جوانی او در دست نیست؛ ولی مشخص است به دلیل ثروت پدری به کسی محتاج نبوده است؛ ولی اندک اندک آن اموال را از دست داده و گرفتار فقر شده است.



تکه‌چسبانی با استفاده از کهن‌ترین نسخهٔ چاپ سنگی شاهنامه، محرم ۱۲۶۲ قمری/۱۸۴۵ میلادی



عشق و علاقه فردوسی به تاریخ و داستان‌های کهن ایران او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت. چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می‌آید، مدت‌ها در جست و جوی چنین کتابی بوده است و پس از یافتن دستمایۀ اصلی داستا‌ن‌های شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد. او خود می‌گوید:


بسی رنج بردم بدین سال سی               عجم زنده کردم بدین پارسی

پی افکندم از نظم کاخی بلند               که از باد و باران نیابد گزند

بناهای آباد گردد خراب                    ز باران و از تابش آفتاب


فردوسی در سال (370 )،یا (371)،سرودن شاهنامه را آغاز کرد. در اوایل کار وی، ثروت و دارایی چشمگیری داشت و هم برخی از بزرگان خراسان به دلیل علاقه به تاریخ باستان ایران او را یاری می‌کردند؛ ولی به مرور زمان و پس از گذشت سال‌ها، در حالی که بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد. سرانجام در تاریخ (25)،سپندارمذ سال(372)، خورشیدی (برابر با ۳۸۴ هجری قمری)، با این بیت‌ها به انجام رسید:


سر آمد کنون قصه یزدگرد                        به ماه سفندارمذ روز ارد

ز هجرت سه صد سال و هشتاد و چار         به نام جهان داور کردگار


بر خلاف آنچه مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خودش و حتی سال‌ها پیش از به سلطنت رسیدن سلطان محمود آغاز کرد؛ ولی چون در طی این کار رفته رفته ثروت و جوانی خود را از دست داد، در سال(382)، خورشیدی (برابر با ۳۹۴ هجری قمری)، و در سن شصت و پنج سالگی به فکر افتاد آن را به نام پادشاهی بزرگ کند و به گمان این که سلطان محمود چنان که باید قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و با ویرایش تازه‌ای از شاهنامه راه غزنین را در پیش گرفت. فردوسی در ویرایش دوم، بخش‌های مربوط به پادشاهی ساسانیان را تکمیل کرد. پایان ویرایش دوم شاهنامه در سال (400)، هجری قمری و در هفتاد و یک سالگی فردوسی بوده ‌است:


چو سال اندر آمد به هفتاد و یک               همی زیر بیت اندر آرم فلک

ز هجرت شده پنج هشتاد بار                به نام جهان داور کردگار


فردوسی شاهنامه را در شش یا هفت دفتر به دربار غزنه فرستاد. به گفته خود فردوسی، سلطان محمود «نکرد اندر این داستان‌ها نگاه»، و پاداشی هم برای وی نفرستاد. سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش‌آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستان‌های پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنان که باید تشویق نکرد. علت این که شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، به درستی معلوم نیست. برخی گفته‌اند به سبب بدگویی حسودان، فردوسی نزد محمود به بی‌دینی متهم شد (در واقع اعتقاد فردوسی به شیعه که سلطان محمود آن را قبول نداشت هم به این موضوع اضافه شد)، و از این رو سلطان به او بی‌اعتنایی کرد.



فردوسیمجسمه فردوسی



ظاهراً برخی از شاعران دربار سلطان محمود به فردوسی حسد می‌بردند و داستان‌های شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود پست و ناچیز جلوه داده بودند. به هر حال سلطان محمود شاهنامه را بی‌ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت:

«شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست»

فردوسی از رفتار سلطان محمود برآشفت و چندین بیت در هجو او گفت و سپس از ترس مجازات او غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهایی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می‌رفت تا آن که سرانجام در زادگاه خود، توس درگذشت.


در تاریخ آمده است که چند سال بعد، محمود به مناسبتی فردوسی را به یاد آورد و از رفتار با او پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد ثروت فراوانی را برای او از غزنین به توس بفرستند و از او دلجویی کنند؛ ولی چنان که نوشته‌اند، روزی که هدیه سلطان را از غزنین به توس می‌آوردند، جنازه شاعر را از دروازۀ توس خارج می‌کردند. از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر فوت کرده و گفته شده دختر فردوسی هم هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و آن را پس فرستاد.


تاریخ وفات فردوسی را برخی (411)، و برخی (416)، هجری قمری نوشته‌اند. فردوسی را در شهر توس و در باغی متعلق به خودش به خاک سپردند. پس از مرگ، واعظ طبرستان به دلیل شیعه بودن فردوسی از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری کرد و به ناچار در باغ خود وی در توس به خاک سپرده شد.



آرامگاه فردوسیآرامگاه فردوسی


آرامگاه او زیارتگاه اهل دانش و معرفت بود و با آن که بارها آن را با خاک یکسان کردند از نو ساخته می‌شد. خبری نه چندان درست ساختن اولین بنا بر گور فردوسی را به سپهدار توس در زمان فردوسی، یعنی ارسلان جاذب نسبت داده، که در دیباچۀ شاهنامه هم آمده ‌است. پس از آن عبیدالله خان ازبک بنا به تعصب خود بر ضد شیعیان، دستور ویرانی آرامگاه فردوسی را داد تا این که قاضی نورالله شوشتری از آن دیدار کرد. در روزگار پادشاهان صفوی با توجه به آبادانی مشهد و پیرامون آن، آرامگاه خرابه دوباره ساخته شد و در نهایت بین سال‌ های( ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳ )، به دستور رضا شاه بازسازی شد.



مقبره فردوسیقبر فردوسی



Photo Aug 09, 1 25 50 PM.png

آرامگاه فردوسی


ویژگی‌های هنری شاهنامه


شاهنامه نه تنها بزرگ‌ترین و پر‌مایه‌ترین مجموعۀ شعر یادگار عهد سامانی و غزنوی است بلکه مهم‌ترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و خزانۀ لغت و گنجینۀ ادبـیات فارسی است.


شاهنامه، حافظ راستین سنت‌های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بی‌وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می‌شد و اثری از آنها به جای نمی‌ماند. فردوسی با قلمش به مردم یادآوری کرد چه بودند و حال چه شدند. او با قلم و سرشت زیبای خود، زبان پارسی را به مردم بازگرداند؛ ولی به دلیل برخی از شعرهایش، مورد خشم خلیفه وقت قرار گرفت.




شاهنامه


اهمیت شاهنامه تنها در جنبۀ ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی‌شود و پیش از آن که مجموعه‌ای از داستان‌های منظوم باشد، تبارنامه‌ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته‌های جمعی، ملتی کهن دارد. ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت ستیز کرده‌اند. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد. شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگ جویان این نبرد دائمی هستند.


جنگ کاوه و ضحاک ظالم، کین‌خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و... همه حکایت از این نبرد دارند. تفکر فردوسی و اندیشۀ حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی‌ها در برابر ظلم و تباهی است.




ضحاک فرمان می‌دهد که جمشید را به دو نیم کنند



منبع داستان‌های شاهنامه


نخستین کتاب نثر فارسی که به‌عنوان اثری مستقل عرضه شد، شاهنامه‌ای منثور بود. این کتاب به دلیل آن که به دستور و سرمایۀ ابومنصور توسی فراهم آمد، به «شاهنامه ابومنصوری»، شهرت دارد. اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمۀ آن (حدود پانزده صفحه)،در برخی نسخه‌های خطی شاهنامه موجود است.


افزون بر این،شاهنامه منثور دیگری به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا پیش از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است؛ ولی چون چیزی از آن باقی نمانده نمی‌توان دربارۀ آن اظهارنظر کرد.


در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی شروع به نظم در آوردن داستان‌های ملی ایران کرد. دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت. دقیقی، هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود که کشته شد (حدود ۳۶۷ یا ۳۶۹ هـ. ق)، و بخش عظیمی از داستان‌های شاهنامه ناتمام ماند. فردوسی کار او را دنبال کرد. از این رو می‌توان شاهنامه دقیقی را منبع اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست.


بخش‌های اصلی شاهنامه


موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست اعراب است و به سه دوره تقسیم می‌شود.


دورۀ اساطیری


این دوره از عهد کیومرث شروع می‌شود و تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید به پادشاهی می‌رسند. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می‌یابد. کشف آتش، جدا کردن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن در این دوره صورت می‌گیرد.در این عهد جنگ‌ها غالباً داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ‌ترین مشکل بوده است (احتمالاً منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده‌اند که با آریایی‌ها همواره جنگ و ستیز داشته‌اند). در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می‌نشیند؛ ولی سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر و حمایت مردم او را از میان می‌برد و دورۀ جدید آغاز می‌شود.




درفش کاویانی که کاوهٔ آهنگر در میدان اصفهان برافراشت



شاهنامه


دورۀ پهلوانی


دورۀ پهلوانی یا حماسی با پادشاهی فریدون شروع می‌شود. جنگ‌های میان ایران و توران آغاز می‌شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب و پادشاهی کیانی مانند کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراسب و گشتاسب پادشاهی می‌کنند. در این عهد دلاورانی مانند زال، رستم، گودرز، طوس، بیژن، سهراب ظهور می‌کنند. اسفندیار به دست رستم کشته می‌شود و مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می‌رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می‌شود و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می‌رسد.



شاهنامه


دورۀ تاریخی


این دوره با ظهور بهمن آغاز می‌شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و پسرش، دارا، به پادشاهی می‌رسند. در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می‌کند و دارا (داریوش سوم)، را می‌کشد و به جای او بر تخت می‌‌نشیند. پس از اسکندر دورۀ پادشاهی اشکانیان در چند بیت می‌شود و سپس ساسانیان روی کار می‌آیند و آنگاه حمله عرب پیش می‌آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می‌رسد.



شاهنامه



بـه آمــوختن چون فــروتن شـــوی         سخن هــای دانندگــان بشنوی

مگوی آن سخن، کاندر آن سود نیست      کز آن آتشت بهره جز دود نیست




نبرد بهرام چوبین با ساوه‌شاه در شاهنامهٔ فردوسی که

در موزه هنر شهرستان لس آنجلس نگه‌داری می‌شود




منابع: سایت کجارو ، دانش نامۀ آزاد ویکی پدیا


نویسنده : نرگس صالح نژاد


بازخوانی و ویرایش مجدد: فرشته نوری




نظرات (3)
سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1396 ساعت 15:30
سپاس مهربان.. واقن زحمت می کش اید.. دست شما درد نکن اد از گردآوری چون این مجموعه های زیبا و تاثیرگزار.. زنده باشی عزیزم
امتیاز: 1 0
پاسخ:
درود بی کران بر شما استاد فرخی گرانقدر که هم عزیز هستید و هم بزرگوار. جدای از انتخاب بهترین متن برای نوشتن. من برای تهیۀ تصاویر وقت بسیاری می گذارم و همیشه معتقدم این تصاویر خوب هستند که نیمی از نیاز مخاطب را برطرف می کنند و پاسخ گوی پرسش های بوجود آمده در ذهن ایشان می شوند. به همین علت سعی می کنم در بیشتر مواقع تصاویر شناسنامه دار را پیدا کنم و اصلاً به یک سایت بسنده نمی کنم و بارها تصاویر را تغییر داده و بهترین ها را انتخاب می کنم. شاید مطلب متعلق به یک سایت یا از یک نویسنده خاص باشد؛ ولی تصاویر بعد از جست و جوی بسیار انتخاب و گذاشته می شوند و امیدوارم حق مطلب را ادا کنند. سپاس گزارم از حضور ارزشمند شما عزیز بزرگوار. زنده باشید.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 21:43
سپاس فراوان خانم نوری گرانقدر از این متن زیبا و فاخر ، درود فراوان بر شما بانوی فرهیخته، ادیب وهنرمند.
روز حکیم بزرگ طوس، حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکیم، شاعر وادیب بلند مرتبه که منجی زبان فارسی وشکوه وعظمت ایران و ایرانی است بر همه ایرانیان نیکو نهاد که قلب شان برای ایران، ایرانی، زبان پارسی واین سرزمین کهن می تپد فرخنده وخجسته باد
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
امتیاز: 3 0
پاسخ:
درود بی کران بر استاد گرانقدر دکتر مهدیزاده گرامی. سپاس از حضور شما عزیز بزرگوار، حکیم ابوالقاسم فردوسی به ما نشان دادند که دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشیم . شاهنامه پرآوازه‌ترین سرودۀ ایشان و یکی از بزرگ‌ ترین نوشته‌های ادبیات کهن پارسی است که زبان ایران زمین را زنده نگاه داشت. امید که ما قدر فرهیختگان خود را بدانیم و ارزش کار آنان را به واقع درک کنیم.
من تبریک عرض می کنم خدمت شما استاد گرانقدر که با تمام مشغله ای که دارید همیشه با فرهنگ و هنر همراه هستید و ادبیات را با زیبایی هر چه بیشتر با گفتار و نوشتار خود پاس می دارید و همواره پشتیبان و همراه هنرمندان هستید. من افتخار می کنم از این که با انسان شریف و گرانقدری همچون شما در ارتباط هستم و این باعث فخر و مبا هات من است. برای شما آرزوی سال ها ی طولانی عمر با عزت همراه با سلامتی آرزومندم. زنده باشید.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 19:30
bakhsheshe parwardegare mehrban hamrahe ferdousiye bozorg. izade bozorg negahdare ishan bashad.eftekhare har irani awal be zabanesh hast ke zendeh bad name ferdousi ke zendeh kard namo neshaneo parsi ra , yadesh gerami va jawidan.izade tawana yare shoma banooynoori ham bashad ke zahmat keshidid.payandeh bashid.
chegahdr ziba va por mohtawa :

بـه آمــوختن چون فــروتن شـــوی سخن هــای دانندگــان بشنوی

مگوی آن سخن، کاندر آن سود نیست کز آن آتشت بهره جز دود نیست
امتیاز: 3 0
پاسخ:
درود بر دکتر توانای بزرگوار. سپاس از حضور ارزشمند شما عزیز بزرگوار. بله درست می فرمایید، فردوسی، نامی است که هر ایرانی از دوران کودکی تا انتهای عمر، بارها و بارها می شنود و به سبب اثر سترگ او «شاهنامه» که خدمتی کم نظیر و زوال ناپذیر در حق ادبیات فارسی است، به این نام پر شکوه علاقه و عشق می ورزد.
یک اسطوره شناس معروف می گوید: فردوسی با نوشتن اسطوره‌ها در خیال خودش، دوباره ما را شکل داد. به عبارتی فردوسی ما را دوباره متولد و هویت‌مان را بازسازی کرد. زنده باشید.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.