X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

آفرینش

ادبیات، هنر، عرفان

نویسنده: فرشته نوری
روز : یکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 17:08

تصویر، اثر: محمدهادی نوری




 غزل معاصر


میان خورشیدهای همیشه

زیبایی ی تو

لنگری ست 

خورشیدی که

از سپیده دم همه ستاره گان

بی نیازم می کند

نگاه ات

شکست ستمگری ست 

نگاهی که عریانی ی روح مرا

از مهر

جامه یی کرد

بدان سان که کنون ام

شب

 بی روزن هرگز

چنان نماید که کنایتی طنزآلود بوده است

و چشمان ات با من گفتند

که فردا

روز دیگری ست 

آنک چشمانی که خمیرمایه ی مهر است

وینک مهر تو:

نبردافزاری

تا با تقدیر خویش پنجه درپنجه کنم

آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم

به جز عزیمت نابهنگام ام گزیری نبود

چنین انگاشته بودم

آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود

میان آفتاب های همیشه

زیبایی ی تو

لنگری ست 

نگاه ات و چشمان ات با من گفتند

که فردا

روز دیگری ست


شاملو





برچسب‌ها: شاعرانه، شاملو

نظرات (2)

پنج‌شنبه 11 خرداد 1396 ساعت 13:54
انتخاب های ات را دوست دارم.. تصویر هم عالی ست
امتیاز: 1 0
پاسخ:
درود بر افکار والا و نگاه زیبا بین شم استادا. زنده باشید عزیز بزرگوار.
سه‌شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 12:52
درود بر بانو فرشته عزیزم
بسیار زیباست

و چشمانت راز آتش است.

وعشقت پیروزی آدمی ست/هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد.

و آغوشت /اندک جایی برای زیستن/اندک جایی برای مردن...

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود/و انسان با نخستین درد.

... من با نخستین نگاه تو آغاز شدم...

دستانت آشتی ست/و دوستانی که یاری می دهند/تا دشمنی/از یاد برده شود...

تا در آیینه پدیدار آیی/عمری دراز در آن نگریستم/من برکه ها و دریاها را گریستم

ای پری وار در قالب آدمی! ...

حضورت بهشتی ست/که گریز از جهنم را توجیه می کند ،

دریایی که مرا در خود غرق می کند/تا از همه ی گناهان و دروغ/شسته شوم...
امتیاز: 1 0
پاسخ:
بسیار زیبا نازنینم. به زیبایی نام پروسعتت. آنقدر وسیع باشی از عشق که در هر ظهور نام پروسعتت بدرخشد، درود و هزاران درود بر دل دریایی صحرای مهربانم. عاشقانه هایت بوی شقایق می دهند، سپاس مهربانم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.


WeblogSkin