X
تبلیغات
رایتل

فراز هایی از نهج البلاغه

جمعه 26 خرداد 1396 , 07:29


تصویر اثر: خیرالله فرخی (انزل عکس)



1. اخلاق

آن که حساب نفس خود کرد سود برد، و آن که از آن غافل ماند زیان دید، و هر که ترسید ایمن شد، و هر که پند گرفت بینا شد، و آن که بینا شد فهمید و آن که فهمید به دانش رسید.

 

2. بینش

همانا دنیا، نگاه کوردلان را بن‎بستی است که فراسویش چیزی نمی‎بیند؛ ولی آن که بیناست نگاهش از دنیا گذرد، و از پس آن سرای آخرت را نگرد، بینا از دنیا رخت بربندد، و نابینا دل به دنیا بندد. بینا از دنیا بهره گیرد و کوردل برای دنیا توشه برگیرد.

 

 

3. پارسایی

ای مردم، پارسایی، دامن آرزو در چیدن است، و شکر نعمت حاضر گفتن، و از ناروا پارسایی ورزیدن و اگر از عهده این کار برنیایید، چند که ممکن است خود را از حرام واپایید و شکر نعمت موجود فراموش نکنید که راه عذر برشما بسته است، با حجّت‎های روشن و پدیدار، و کتاب‎های آسمانی و دلیل‎های آشکار.


ای مردم، محور اجتماع مردم حب و بغض (خوشنودی وخشم)، است. بی‎گمان ناقۀ ثمود را تنها یک نفر پی کرد؛ ولی چون تمامی قوم ثمود به کار او رضا دادند، خداوند همۀ ایشان را سزاوار عذاب ساخت و این سخن خداوند سبحان است که فرمود: پس آن ناقه را پی کردند و همگی پشیمان شدند.

4. تاریخ

از گذشتۀ دنیا، آینده‎اش را چراغ عبرتی ساز؛ چرا که پاره‎های تاریخ با یکدیگر همانند است و در نهایت پایانش به آغازش می‎پیوندد و تمامش در حال دگرگونی است و رفتنی است.

 

5. پارسایی

ثروتی چون خرد، تهیدستی چون نادانی، میراثی چون ادب و پشتیبانی چون مشورت نمودن نیست.

 

6. جهاد

 بعدازجهاد، دری است از درهای بهشت که خدا روی برگزیده دوستان خود گشوده است؛ و جامۀ تقواست که تن آنان را پوشانده است. زره استوار الهی است که آسیب نبیند؛ و سپر محکم اوست که تیر در آن ننشیند. هر که جهاد را واگذارد و نا خوشایند داند، خدا جامۀ خواری بر تنش پوشاند و فوج بلا برسرش کشاند و در زبونی فرو ماند. دل او در پرده‎های گمراهی نهان، و حق از او روی گردان. به خواری محکوم و از عدالت محروم.

 

7. چاره اندیشی برای بیچارگان

(ای مالک)، خدای را، خدای را، در خصوص فرودستان، زمینگیران، نیازمندان، گرفتاران، و دردمندان که دردشان را چاره‎ای نیست، چه در میان این قشر کسانی به دریوزگی روی می‎آورند و کسانی با نیاز آبرو داری می‎کنند.


پس، برای خدا پاسدار حقی باش که خداوند برای شان تعیین کرده است و تو را به رعایتش فرمان داده است و از بیت المال و محصول زمین‎های غنیمتی اسلام ـ در هر شهری ـ سهمی برای شان در نظر بگیر؛ چرا که برای دورترین مسلمانان، همانند نزدیک‎ترین شان سهمی هست و تو مسئول رعایت حق همگانی.

 

نهج البلاغه

8. حب و بغض

ای مردم، محور اجتماع مردم حب و بغض (خوشنودی وخشم)، است.بی‎گمان ناقه ثمود را تنها یک نفر پی کرد ؛ ولی چون تمامی قوم ثمود به کار او رضا دادند، خداوند همه ایشان را سزاوار عذاب ساخت و این سخن خداوند سبحان است که فرمود: پس آن ناقه را پی کردند و همگی پشیمان شدند.

 

9. خود شگفتی (عُجْبْ)

از خودپسندی و تکیه زدن بر توانمندی‎هایت که به شگفتی وامی‎داردت و گرایش گوش سپردن به چاپلوسی‎ها را در تو زنده می‎کند، سخت بر حذر باش! که برای پایمال کردن نیکی نکوکاران، این مطمئن‎ترین فرصت است برای شیطان.

 

10. دعا

گروهی آن حضرت را پیش رویش ستودند، فرمود: بار خدایا تو مرا از خودم بهتر می‎شناسی و من خود را از آنان بیشتر می‎شناسم، خدایا ما را بهتر از آن کن که می‎پندارند و بیامرز از ما آنچه را نمی‎دانند.

 

11. ذکر

از سخنان آن حضرت است هنگامی که آیۀ «رجال لاتلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله»، را تلاوت می‎فرمود:

همانا خداوند سبحان یاد خود را مایۀ جلای دل‎ها کرد تا به یمن آن، شنوایی جایگزین کری، بینش جایگزین کوری، انعطاف و حق‎پذیری جایگزین کین‎توزی شود. آری، خداوند ـ که تمامی بخشیده‎هایش گرانمایه است، در دوران‎ پی در پی تاریخ ـ حتی در روزگاران فترت ـ همواره بندگان خاصی دارد که در ژرفنای اندیشه و در عمق خردهای شان با آنان در راز است و از طریق خرد دمساز، و آنان با روشنایی ویژه‎ای که در چشم‎ها و گوش‎ها و دل‎های شان پدید می‎آید به چراغ‎هایی می‎مانند فرا راه انسان ها؛ ایام خدا را به یاد آنان آرند و مردمان را از بزرگی و جلال او ترسانند.

 

12. رنگارنگی روزگار

روزگار را دو چهره است: روزی از تو و روزی بر تو. در آن روزی که از توست سرکشی بنه و روزی که بر توست تن به شکیبایی ده!

بار خدایا تو مرا از خودم بهتر می‎شناسی و من خود را از آنان بیشتر می‎شناسم، خدایا ما را بهتر از آن کن که می‎پندارند و بیامرز از ما آنچه را نمی‎دانند.

13. رهبری

آن که خود را پیشوای مردم سازد، پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خود بپردازد، و بیش از آن که به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید، و آن که خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد، شایسته‎تر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.

 

14. زیان زبان

جبران آن که با نگفتن از دست نهاده‎ای آسان‎تر است از تدارک آنچه با گفتن از دست داده‎ای، و نگاهداری آنچه در مشک است با استوار بستن در آن با بند است. آنچه در دست است نگه داری، بهتر از آن است که آنچه نزد دیگران است خواهی؛ تلخی نومیدی بهتر، تا دست دریوزگی نزد مردمان بردن؛ کار با پارسایی برتر از هرزگی با توانگری است؛ و هر کس خود تواناتر است به راز خویش نگه داشتن؛ و بسا کوشنده که در جهت زیان خود کوشد! آن که پرگوید، یاوه سراید؛ و هر که بیندیشد، بینش یابد.

 

15. ژرفای هستی

کتاب نهج البلاغه

به ژرفای عظمت تو آگاهی مان نتواند بود. دانش ما تنها این است که می‎دانیم تو زنده و برپا دارنده جهانی، بی‎آن که خواب بربایدت. ژرفای ذاتت را نگاهی درنیابد و ادراک وجودت را چشمی نتواند، بلکه این ادراک توست که پهنۀ چشم‎ها را فرا گرفته و پایان عمرها را می‎دانی و عنان سرتاپای پدیده‎ها را در دست قدرت خود داری.


آنچه را ما از آفرینشت می‎بینیم و با آن از قدرتت به شگفتی می‎آییم و در توصیف بزرگی سلطنتت لب می‎گشاییم، بسی ناچیزتر است از آنچه از ما پنهان است و چشم‎های مان از دیدنش ناتوان است و اندیشۀ ‎مان از تسخیر آن در بن‎بست است و میان ما و آن پرده‎هایی از غیب در افکنده است.


پس هر که با قلبی فارغ اندیشه به کار گیرد تا دریابد که تو چگونه عرش خویش برپا داشته‎ای و مخلوقاتت را آفریده‎ای، و چگونه آسمان‎هایت را در فضا آویخته‎ای و چه‎سان زمین را بر امواج آب‎ها گسترده‎ای، نگاهش حسرت‎زده، خودش مبهوت، گوشش منگ و اندیشه‎اش سرگردان، به واپس باز می‎گردد.

 

16. ساده زیستی

حضرتش را با جامه‎ای کهنه و پینه‎دار دیدند، سبب پرسیدند، فرمود: با این گونه پوشش دل خاشع شود، و نفس رام شود؛ و مؤمن آن را الگو گیرد.

 

17. سینه فراخی (شرح صدر)

سینۀ خردمند صندوق راز اوست، و در جای دیگر فرمود:  ابزار ریاست فراخی سینه است.

 

18. سپاس گزاری

به خدا سوگند اگر دل‎های شما یکسره بگدازد و دیدگان تان از شوق پروردگار یا از بیم کردگار سیل خون روان سازد و تا چند که دنیا پایدار است در آن بمانید این همه کرده‎های شما پاداش نعمت‎های خدا نخواهد بود به ویژه این نعمت که شما را به راه ایمان هدایت فرمود.

و نیز فرمود: چون طلیعه‎های نعمت‎ها به شما رسید، با ناسپاسی تداوم آن را مبرید.

 

19. شهرت گریزی

شادمانی مؤمن در رخسار اوست و اندوهش در دلش، سینۀ او فراخ‎ترین است و نفس او خوارترین؛ برتری طلبی را دوست نمی‎دارد و از شهرت‎طلبی گریزان است و اندوهش دراز است و همتش فراز...

خدا سوگند اگر دل‎های شما یکسره بگدازد و دیدگانتان از شوق پروردگار یا از بیم کردگار سیل خون روان سازد و تا چند که دنیا پایدار است در آن بمانید این همه کرده‎های شما پاداش نعمت‎های خدا نخواهد بود به ویژه این نعمت که شما را به راه ایمان هدایت فرمود.

20. شهادت خواهی

کجایند مردمی که به اسلام شان خواندند، و آن را پذیرفتند؛ و قرآن خواندند و دستورهایش را پیروی کردند، به کارزارشان برانگیختند، و آنان همچون ماده شتر که به بچه خود رو می‎آورد، شیفته آن شدند. شمشیرها را از نیام برآوردند و گروه گروه و صف به صف روی به اطراف زمین نهادند، برخی نجات یافته و برخی به شهادت رسیدند.

 

21. صبر راز پیروزی

شکیبا پیروزی را از کف ندهد، گر چه روزگارانی بر او گذرد.

و نیز فرمود: چون سختی به نهایت رسد، گشایش در رسد؛ و چون حلقه‎های بلا سخت به هم آید، آسایش در آید.

 

22. ضرار و مناجات علی ـ علیه السّلام

 در خبر ضرار پسر ضَمْرَه ضبابی است که چون بر معاویه درآمد معاویه وی را از امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ پرسید، گفت: گواهم که او را در حالی دیدم که شب پرده‎هایش را آویخته بود و او در محراب خویش ایستاده، دست به محاسن، چونان مار گزیده به خود می‎پیچید و با اندوه می‎گریست و می‎گفت: ای دنیا! ای دنیا! از من دور شو! برای من خود را به نمایش گذاشته‎ای؟ یا شیفتۀ من شده‎ای؟ مباد که تو در دل من جای گیری. هرگز! جز مرا بفریب! مرا به تو چه نیازی است؟! من ترا سه بار طلاق گفته‎ام و بازگشتی در آن نیست.

Bildergebnis für ‫زیباترین فراز نهج البلاغه‬‎



منبع: سایت فرهنگی- هنری تبیان



نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.