X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

آفرینش

ادبیات، هنر، عرفان

نویسنده: فرشته نوری
روز : جمعه 23 تیر 1396 ساعت: 08:27


روزنامه گاردین، دو کتاب بوستان سعدی و مثنوی مولوی را در رتبۀ ( 13 و14 )، پنجاه کتاب برتر دنیا قرار داد.



اشعار سعدی , اشعار کوتاه شعدی , اشعار زیبای سعدی

بوستان


سعدی بوستان را در سال 655هـ ق در ده باب به نظم درآورد:

«ز ششصد فزون بود پنجاه وپنج

که پُر دُر شد این نامبردار گنج»


پندها و آرزوهای سعدی در بوستان بیش از دیگر آثار او جلوه گر است. به عبارت دیگر سعدی مدینۀ فاضله ای را که به دنبال آن بود، در بوستان تصویر کرده است. در بوستان انصاف و حق پذیری فضیلتی است گران قدر و ستودنی. بوستان جهان حقیقت است. بنابراین در آنجا حق گویی و حق شنوی مقامی والا دارد. صدای بشردوستانه سعدی در آنجا به گوش می رسد. شبی که نیمی از بغداد طعمه حریق می شود، آن کسی که خدا را شکر می گوید (که دکان ما را گزندی نبود)، سنگدل است و خودخواه.


«پسندی که شهری بسوزد به نار

و گرچه سرایت بود بر کنار»


بوستان سعدی انسان را تصفیه می کند. در جای جای این کتاب عواطف انسانی و هم دلی و پیوستگی افراد بشر جلوه گر است:

«چو بینی یتیمی سرافکنده پیش

مده بوسه بر روی فرزند خویش»


در بوستان، گاه توبه گنه کاری پشیمان پذیرفته می شود؛ ولی عابدی مغرور که از مجاورت او ننگ دارد ـ اگر چه با عیسی(علیه السلام)، همنشین است ـ دوزخی می شود.

شعر زیبایی از بوستان سعدی


تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

که حال تشنه نمی‌دانی ای گل سیراب

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است

که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب



Sadi in a Rose garden.jpg
برگی از بوستان سعدی
اشعار سعدی , اشعار کوتاه شعدی , اشعار زیبای سعدی

مثنوی

مشهور به مثنوی معنوی (یا مثنوی مولوی)، نام کتاب شعری از مولانا جلال‌الدین محمد بلخی شاعر و صوفی ایرانی است این کتاب از ۲۶٬۰۰۰ بیت و ۶ دفتر تشکیل شده و یکی از برترین کتاب‌های ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت پارسی پس از اسلام است. این کتاب در قالب شعری مثنوی سروده شده‌است؛ که در واقع عنوان کتاب نیز است. اگر چه پیش از مولوی، شاعران دیگری مانند سنائی و عطار هم از قالب شعری مثنوی استفاده کرده بودند؛ ولی مثنوی مولوی از سطح ادبی بالاتر برخوردار است. در این کتاب ۴۲۴ داستان پی‌درپی به شیوهٔ تمثیل داستان سختی‌های انسان در راه رسیدن به خدا را بیان می‌کند. هجده بیت نخست دفتر اول مثنوی معنوی به نی‌نامه شهرت دارد و چکیده‌ای از مفهوم ۶ دفتر است. این کتاب به درخواست شاگرد مولوی، حسام‌الدین حسن چلبی، در سال های ۶۶۲ تا ۶۷۲ هجری/۱۲۶۰ میلادی تألیف شد. عنوان کتاب، مثنوی، در واقع نوعی از ساختار شعری است که در این کتاب استفاده می‌شود.

مولوی در این کتاب مجموعه‌ای از اندیشه‌های فرهنگ اسلامی را گرد آورده‌است.

شعر زیبایی از مثنوی مولوی


ای دوست قبولم کن وجانم بستان

مستــم کـــن  وز هر دو جهانم بستان

بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو

آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان…



برگی از مثنوی مولوی



اشعار سعدی , اشعار کوتاه شعدی , اشعار زیبای سعدی


منابع: سایت بی تیتر -  ویکی پدیا - پایگاه اطلاع رسانی حوزه





نظرات (2)

شنبه 24 تیر 1396 ساعت 14:40
doroode mojadad be shoma sarkar khanome Noori,
in chand beit sher azyeki az mashoortarine shaere iarani moulana be shoma va farhikhtegane azizi ke az site shoma didan mikonan. baraye shoma va hamegiye an azizan arezooye behtarinaro az pishgaeh izade mehrban daram.

تو خلیل وقتی ای خورشیدهش
این چهار اطیار ره‌زن را بکش

زانک هر مرغی ازینها زاغ‌وش
هست عقل عاقلان را دیده‌کش

چار وصف تن چو مرغان خلیل
بسمل ایشان دهد جان را سبیل

ای خلیل اندر خلاص نیک و بد
سر ببرشان تا رهد پاها ز سد

کل توی و جملگان اجزای تو
بر گشا که هست پاشان پای تو

از تو عالم روح زاری می‌شود
پشت صد لشکر سواری می‌شود

زانک این تن شد مقام چار خو
نامشان شد چار مرغ فتنه‌جو

خلق را گر زندگی خواهی ابد
سر ببر زین چار مرغ شوم بد

بازشان زنده کن از نوعی دگر
که نباشد بعد از آن زیشان ضرر

چار مرغ معنوی راه‌زن
کرده‌اند اندر دل خلقان وطن

چون امیر جمله دلهای سوی
اندرین دور ای خلیفهٔ حق توی

سر ببر این چار مرغ زنده را
سر مدی کن خلق ناپاینده را

بط و طاوسست و زاغست و خروس
این مثال چار خلق اندر نفوس

بط حرصست و خروس آن شهوتست
جاه چون طاوس و زاغ امنیتست

منیتش آن که بود اومیدساز
طامع تابید یا عمر دراز

بط حرص آمد که نولش در زمین
در تر و در خشک می‌جوید دفین

یک زمان نبود معطل آن گلو
نشنود از حکم جز امر کلوا

هم‌چو یغماجیست خانه می‌کند
زود زود انبان خود پر می‌کند

اندر انبان می‌فشارد نیک و بد
دانه‌های در و حبات نخود

تا مبادا یاغیی آید دگر
می‌فشارد در جوال او خشک و تر

وقت تنگ و فرصت اندک او مخوف
در بغل زد هر چه زودتر بی‌وقوف

لیک مؤمن ز اعتماد آن حیات
می‌کند غارت به مهل و با انات

آمنست از فوت و از یاغی که او
می‌شناسد قهر شه را بر عدو

آمنست از خواجه‌تاشان دگر
که بیایندش مزاحم صرفه‌بر

عدل شه را دید در ضبط حشم
که نیارد کرد کس بر کس ستم

لاجرم نشتابد و ساکن بود
از فوات حظ خود آمن بود

بس تانی دارد و صبر و شکیب
چشم‌سیر و مثرست و پاک‌جیب

کین تانی پرتو رحمان بود
وان شتاب از هزهٔ شیطان بود

زانک شیطانش بترساند ز فقر
بارگیر صبر را بکشد به عقر

از نبی بشنو که شیطان در وعید
می‌کند تهدیدت از فقر شدید

تا خوری زشت و بری زشت و شتاب
نی مروت نی‌تانی نی ثواب

لاجرم کافر خورد در هفت بطن
دین و دل باریک و لاغر زفت بطن
امتیاز: 3 0
پاسخ:
درود بر دکتر توانای عزیز و گرانقدرمان که مهربان اند و بی مثال. سپاس گزارم استاد از شعر و لطفی که مرحمت فرمودید. خداوند شما را برای همه ما نگه دارد که لطف خودتون را هرگز از ما دریغ نمی کنید... از این که زحمت کشیده و این سرودۀ بسیار زیبای مولانا را مرحمت فرمودید، سپاس گزارم و منت دارم استاد. زنده باشید عزیز بزرگوار

تقدیم به شما استاد گرانقدر:
ای یوسف خوش نام مـا خوش می‌روی بر بام مــــا

ای درشکـــسته جــام مـا ای بــردریـــــده دام ما

ای نــور مـا ای سور مـا ای دولت منصــور مـا

جوشی بنه در شور ما تا می‌شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یــار مـــا عیــار مـــا دام دل خمـــار مـــا

پا وامکــش از کار ما بستان گــــرو دستار مــا

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل

وز آتـــــش ســودای دل ای وای دل ای وای مـــــا
شنبه 24 تیر 1396 ساعت 14:21
dorood be banooye besiar gerami Nooriye aziz, salighe shoma , entekhab va ehterame shoma be farhikhtegane sarzamine bozorge pars baraye hamegiye ma eftekhare bozorgist. in kootah sokhane bozorg marde tarikhe sher va farhange parsi be shoma taghdim daram:
saadia marde neko nam namirad har gez
morde anast ke namash be nekooi nabarand.
paydaro por ghowat bashid khanome khanoma.
امتیاز: 3 0
پاسخ:
درود بر شاعر پر آواز و عزیزما سعدی بزرگ و درود بر دکتر توانای گرانقدر و عزیز که از ارادت قلبی ایشان نسبت به این شاعر پر آوازه مطلع هستم. زنده باشید استاد که همیشه زیباترین ها را انتخاب می کنید. تقدیم به شما و روح سرشار از لطافت و حساس شما عزیز بزرگوار:

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.


WeblogSkin