X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

آفرینش

ادبیات، هنر، عرفان

نویسنده: فرشته نوری
روز : جمعه 25 اسفند 1396 ساعت: 11:21


File:The statue of Parvin Etesami.jpg

تندیس بانو پروین اعتصامی


تجلّی عشق حقیقی در شعرهای پروین

بسیاری بر این باورند که پروین توجّهی به عشق نداشته است و اثری از این عنصر در دیوان او نمی‌توان یافت. لکن اگر به اشعار وی نیک نگریسته شود، خواهیم دید که عشق در دیوان او ماندگارترین و برجسته‌ترین عنصر است. بیت ذیل شاهدی بر این ادعاست:

ز عشق و وصل و هجر و عهد و پیوند

تو حرفی خواندی و من دفتری چند (دیوان 263)

ملک‌الشعرای بهار در مقدمه‌ای که بر اولین چاپ دیوان پروین نگاشته است، می‌گوید: «شاید خواننده‌ی شوریده‌سری از ما بپرسد: - پس این دیوان، درباره‌ی عشق که تنها چاشنی شعر است، چه می‌گوید؟ - آری نباید این معنا را از یاد برد؛ زیرا هر چند شاعره‌ی منوّر را عزّت نفس و دورباش عصمت و عفاف رخصت نداده است که یک قدم در این راه بردارد؛ ولی چون نیک بنگری، صحیفه‌ای از عشق تهی نمانده است: لکن نه آن عشقی که در مکتب لیلی و مجنون درس می‌دادند - عشقی که جور یار، زردی رخسار، جفای رقیب، سوز و گداز فراق و هزاران افسانه‌ی دیگر جزو لاینفک آن بود، عشقی که امروز مفهوم حقیقی خود را از دست داده و و جز الفاظی چند بر زبان مقلدان مکتب قدیم از آن بر جای نیست. چنین عشق و طریقه‌ی مبتذل، در این دیوان نمی‌توانست به وجود آید؛ زیرا با حقیقت‌گویی، مخالف و با شخصیت گوینده نیز مغایر است».  از این معنا که بگذریم، قدم به وادی عشق حقیقی می‌نهیم. عشقی که شاعران بزرگ در برابر آن سر نیاز فرود آورده‌اند، عشقی است به حقایق و معنویات. عشقی که بنیان آفرینش انسان است و چنین عشقی اساس دیوان پروین است. هنر شاعره‌ی ما در این است که توانسته این معنی عظیم را در جای‌جای گفتار خویش با اسلوبی لطیف بپروراند و حقیقت عشق را چون میوه‌ی پاک منزّهی که از الیاف خشن و شاخ و برگ بیهوده و مسموم جدا ساخته باشند، با صفای اثیر و رخشندگی نور و چاشنی روح بر سر بازار سخن رواج دهد.

این محبت و عشق حقیقی است که خمیرمایه‌ی شعرهای پروین را می‌سازد و در سراسر دیوانش جلوه‌گری می‌کند. عشق به حقیقت به منزله‌ی بوته‌ی آزمایشی است که آلودگی‌های مادی را از روح می‌زداید و دل را تجلّی‌گاه انوار الهی می‌سازد. عده‌ای از شراره‌های عشق می‌سوزند و خاکستر می‌شوند. پر واضح است هر که به قلب عشق راه یابد، به جهان و هر آن‌چه در آن است، توجه نخواهد داشت؛ از این رو مردم دیوانه‌اش می‌خوانند. غافل از این‌که او دیوانه‌ی عشق حق است. پروین، مجانین حقیقت را خردمندتر از عاقلان می‌خواند؛ زیرا این دیوانگان ماورای دنیای عقلانی بشر سیر می‌کنند؛ دنیایی که «بهشت اندر بهشت» است، که کوچک‌ترین مشابهتی به دنیای مادی ندارد. عاشقان حقیقت از غیر خدا غافل‌اند و اگر کودکان خاکستر بر دیدگان شان فشانند، دیده‌ی دل را از ظلمت جهان خاکی فرو بسته، به دنیائی نظر می‌افکنند که «جلال اندر جلال» است.

تو مرا دیوانه خوانی ای فلان

لیک من عاقل‌ترم از عــاقلان

گر که هر عاقل، چو من دیوانه بود

در جهان بس عاقل و فرزانه بود

عارفــــــــان کیـــن مدّعا را یافتنـــد

گم شدند از خود، خدا را یافتند

من همی بینم جـــلال اندر جــلال

تو چه می‌بینی به جز وهم و خیـــــــال

من همی بینم بهشت اندر بهشـــت

تو چه می‌بینی، به غیر از خاک و خشت (دیوان 273)


تصویر، اثر:دکترتوانا


منبع: https://www.isna.ir/


نظرات (1)

یکشنبه 27 اسفند 1396 ساعت 10:05
درود بربانو پروین اعتصامی که باتوجه به مشکلات زمانه خود شعر اعتراضی اش را با شجاعت سرودو باعث افتخار بانوان ایران زمین شد و
درود برشما فرشته بانوی عزیز برای این مطلب ارزشمند
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بر شما صحرای عزیزم. بله مهربانوی گلم، واقعا جای دارد که از این بانوی فرهیخته همیشه و همیشه به بزرگواری و بلند مرتبگی یاد شود.ا یشان از نامداران ادبیات ایران هستند و جامعه ی ادبی به وجودشان افتخار می کند و سالروز بزرگداشت شان را در محافل ادبی جشن می گیرند. سپاس عزیز مهربانم که مطالعه می کنی و امیدوارم شما هم همیشه در جوامع ادبی بدرخشی. راستی صحرای گلم از استاد چند وقتی است که خبر ندارم. به اینستاگرام ایشان سر زدم و دیدم که باز هم من را مانند همیشه شرمنده کرده و شعری گذاشته اند که البته زحمت تصحیح شعر با خودشان بوده است؛ ولی خب خودت که می دانی استاد هستند و کوچک نوازی می کنندکه خواستم از ایشان تشکر کنم در سایت ولی مدتی است که به اینجا نیامدند و در اینستا گرام خودشان هم پست جدیدی نذاشتند. نگران شدم ، اگر از احوال ایشان خبر دارید برای من هم بنویسید که نگران شان نباشم. ان شا الله که هر کجا که هستند شاد و سلامت باشند و خداوند یار رو نگه دارشان باشد. زنده باشی عزیز مهربانم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.


WeblogSkin