آفرینش

ادبیات، هنر، عرفان

نویسنده: فرشته نوری
روز : جمعه 31 فروردین 1397 ساعت: 13:05



Erica Larsen:تصویر،اثر

 

به راه طولانی پشت سرم نگاه می کنم

و قلبم از سوگ مردمانم سنگین است

برای آنچه از دست داده ایم، اشک هایی از جنس غم به زمین می سپاریم

و قدم زنان از سرزمین نفس های مان دورتر می شویم

بر رد اشک ها

 

کیلومتر به کیلومتر و روز به روز

مردمانم با هر سپیده کمتر و کمتر می شوند

مرض و گرسنگی چون رهزنانی، باج سنگین شان را می گیرند

و با همه رنج ها همچنان پیش می رویم

بر رد اشک ها

 

محبوبم را می نگرم که از فرط ضعف بر زمین میفتد

چون افراد بی شماری که قبل از او بر جاده آرمیده اند

و با چشمان اشک آلود همسرم را به سینه ام می فشارم

و در بازوانم از نفس آخر تهی می شود

بر رد اشک ها

 

کیلومتر به کیلومتر و روز به روز

ما به سرزمینی که قولش را به ما داده اند می رویم

اما می دانم بیش از این توان رفتن نخواهم داشت

و می دانم که آن سرزمینی است که هرگز نخواهم دید

بر رد اشک ها

 

و چون جسمم با سقوطش زمین را در آغوش کشد

روحم با پروازش به آسمان درود فرستد

سرانجام با مرگ نفس هایم رها می شوم

تا سفر طولانی ام به خانه آغاز شود

بر رد اشک ها

سروده: برایان چایلدرز

ترجمه: کامبیز منوچهریان


تصویر،اثر: دکتر توانا

منبع:

http://newinterpreter.blogfa.com/8812.aspx