X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

آفرینش

ادبیات، هنر، عرفان

نویسنده: فرشته نوری
روز : پنج‌شنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت: 08:27


رقص و پرواز

صدای رنج  می آید

صدای همهمه

آسمان را، روز را، شب را به هم می بافم

ابرو باد و باران را به هم می بافم

تا پرواز کنم

پرواز، پرواز، پرواز، پرواز

چه روزگارغریبی ست

همه  ازدحام و هیاهوی جنگ است

من در این هیاهو

به دنبال خود می گردم

دیگر نمی ترسم

با

ابر و باد و باران می رقصم

رقص، رقص، رقص، رقص، رقص

چه  دنیای غریبی ست

تلاش می کنم برای زمینی بی جنگ

من کودک جنگم

تاوان همه ی جنگ ها را

پرداخته ام

اکنون

زمزمه های دلنشین صلح را می جویم

صلح، صلح، صلح، صلح، صلح

آیا نوبت من نیست که

بی رنج زندگی کنم

فرشته نوری





نظرات (3)

چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 ساعت 07:28
درود بر شما بانو. بسیار زیبا
چقدر این سروده به دل می نشیند در حالیکه از واقعیت ها صحبت می کند. بسیار زیبا و پر محتواست. خیلی لذت بردم مهربان . قلم تان روان و همیشه پر محتوی. تصاویر انتخاب های زیبایی اند. خداقوت می گم به عکاسان حرفه ای این تصاویر زیبا و البته حرفه ای
زنده باشید بانو
امتیاز: 3 0
پاسخ:
درود بر فاطمه سادات گلم. ان شاءالله که خوبید عزیز مهربانم و فرزندان گلت از همیشه بهتر و شاداب تراند. سپاس فراوان دارم جان دل و خوشحالم که دوست داشتید عزیزم. من هم این سروده را دوست دارم و از خواندنش لذت می برم عزیزم. گفتن حقایق و سپردن دل و ذهن به ماورای آنچه که هر روز می بینی و می شنوی رسمی در سرودن و نوشتن است. ما با حقایق اطراف مان زندگی می کنیم و همین بهترین سوژه برای نوشتن و سرودن و تصویر گرفتن است. زنده باشی عزیز مهربانم و خوشحالم که هستی
نازنین بانو.
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 13:03
سروده تان بسیار زیبا و پرتامل است. آرزوی اکثر انسان هایی که روی این کره خاکی زندگی می کنند و زمین را سبز، آباد، آزاد وبا گستره ای از مهر وعشق می خواهند وآسمان راآبی پاک وزندگی را سرشار از مهروعشق وپویایی جستجو می کنند.باآرزوی دنیایی با صلح، سبزو پرامید.
قلم تان هماره سبز، نویسا و جاودانه.
با سپاس، درودواحترام.
امتیاز: 5 0
پاسخ:
درود بی کران بر استاد گرانقدرم. سپاس گزارم استاد از حمایت بی نظیر شما عزیز بزرگوار. من هم این سروده را بسیار دوست دارم. یک بار ترانه ی بسیار زیبائی را گوش می دادم که به من این فرصت را داد تا بتوانم در این باره بنویسم و خدا را شکر به نظرم کار خوبی شد و خوشحالم که جناب عالی هم پسندیدید و دوست داشتید. کاملا درست می فرمائید همه ی ما به زمینی پاک و آباد و آزاد نیاز داریم که متاسفانه در دسترس مان نیست. روی زمین زنده هستیم؛ ولی زندگی نمی کنیم و در حسرت نداشته های مان به سر می بریم. امید به خدا که روزی بیاید و همه ی ما شاهد یک زندگی ایده ال برای تمام آحاد بشر به ویژه مردم سرزمین زیبای مان ایران باشیم. ان شاءالله . . . باآرزوی دنیائی با صلح، سبزو پرامید. زنده باشید استاد
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 12:22
من کودک جنگم
تاوان همه ی جنگ ها را پرداخته ام
اکنون زمزمه های دلنشین صلح را می جویم
آیا نوبت من نیست که
بی رنج زندگی کنم
دغدغه این روزهای مان؛ دنیایی بدون جنگ وخشونت، دنیایی سراسر صلح وآزادی، دنیایی سبز وزیبابا آسمانی آبی، دنیایی با مهر، دوستی وهمدلی هاودنیایی پر از امید برای زندگی بهتر
امتیاز: 5 0
پاسخ:
زنده باشید استادقلم شما را بسیار دوست دارم. نوعی آرامش در گفتار وقلم شما مستتر است که به اعتقاد من از روحیه ی حسای و صد البته با درایت شما نشات می گیرد. خدا را شاکرم که از دوستان شما هستم و می آموزم. از این که همیشه شاگرد کوچک خود را حمایت می کنید بی نهایت سپاس گزارم. امید وارم روزی همه ی این دغدغه هاتمام شود و همه ی ما شاهد آرزو های زیبای شما باشیم و از آفرینش لذت ببریم. بزرگوارید استاد گرانقدرم. خداوند جناب عالی را برای همه ی ما نگه دارد که الگوی اخلاق و علم و هنر هستید. درود بی کران بر پدر و مادر بزرگواری که شما راتحویل جامعه دادند. بزرگوارید استاد
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.


WeblogSkin