| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 |
تلفن که زنگ میزند
تمامِ شهر
رویِ موجِ صدایش میفتد
چون صدای ِ افتادنِ سنگ
بر آب
صدایِ تو تمام حواس را
به یک نقطه میبرد:
آشپزخانه
جایی که
با آرد
سیب زمینی
و اندکی عشق
زن ها معجزه می سازند
من این سهمِ کوچک ِ زن بودن را
از تو
از شلوغیِ خطوطِ مترو
برمیدارم
این روزها
هیچکس جزء یک زن
نمیتواند
زیر ِ ماهوتِ حناییش
این همه دلتنگی را
از ایستگاهی به ایستگاه دیگر
حمل کند
شهر
پیر شده
و من هنوز
در حاشیهیِ سطر آخِرِ خودم
چشمهایم را به تو دوختهام
درست مثلِ یک بذر
که نمیمیرد.
فرشته نوری
رفتنت را
یک طرفه تماشا می کردم
از دوربرگردان خودت
خارج شدی
همه جا خالی از تو شد
من در کنارِ خود
برایِ رسیدن به بودنت
از خود سبقت می گرفتم
با احتیاط
و ایمنتر از قبل
تا رسیدن
در مسیرِ تو را
بی آغازم.
فرشته نوری