آفرینش

من چیزی ندیده ام در جاده های بی پایان، جز درخشش و صمیمتِ هستی!

آفرینش

من چیزی ندیده ام در جاده های بی پایان، جز درخشش و صمیمتِ هستی!

همدم خانم

پاییز از راه  رسید
همدم خانم
می‌داند
چگونه جهان را
در فنجانی کوچک جا دهد
ذره هایِ لیمو
  و‌ بِه
و اندکی از عطرِ این خانه
تا سرگیجه یِ کوچه
از پوستِ اتاق پاک شود

اکنون
حباب‌ها
رویِ دمنوش‌هایِ آرامبخش
منفجر می شوند

همدم خانم
به درستی می‌داند
برای دوست داشتنِ این جهان
گاه
به یک استکان سکوتِ معطر
نیازِ مبرم دارد.

فرشته نوری