آفرینش

من چیزی ندیده ام در جاده های بی پایان، جز درخشش و صمیمتِ هستی!

آفرینش

من چیزی ندیده ام در جاده های بی پایان، جز درخشش و صمیمتِ هستی!

یادداشت روزانه

امروز هوا خنک‌تر از روزهایِ پیشه و بویِ خاک باران‌خورده تمام حیاط را پر کرده، با یک فنجان چای کنار پنجره نشستم و به صدایِ کلاغ‌ها گوش می دم.
ما در باغچه درختِ سیب نداریم؛ اما احساس می کنم که وجودش چقدر در یک صبحِ پاییزی می‌تونه جذاب باشه!

پاییز

همیشه به آدم یادآوری می‌کنه که حتا طعمِ یک سیبِ چیده نشده هم می‌تونه بهانه‌ای باشه برای دلتنگی‌هایِ ساده‌یِ آدم وُ حوا.