آفرینش

من چیزی ندیده ام در جاده های بی پایان، جز درخشش و صمیمتِ هستی!

آفرینش

من چیزی ندیده ام در جاده های بی پایان، جز درخشش و صمیمتِ هستی!

رقصِ بی دلیل

بگذار 

از یاد ببرم رنج را

وقتی پا به پایِ درخت ِ گردو

آواز می خوانم وُ 

می چرخم


بی دلیل شادتر از یک برگ

می چرخم

و پیراهنم را

باد تکان تکان می کند


زیبایی را باد دوست دارد

ای باد

ای بادِ هیز 


می چرخم

و جهان در برابرِ کفش هایم

گردویی پوک نیست.


فرشته نوری